سفر عشق

    از ویکی تراث
    سفر عشقاز امام خمینیدر قالب غزلموضوع: عرفانی
    با دل تنگ بسوی‏‏ تو سفر بايد كرداز سر خويش به بتخانه‏‏ گذر بايد كرد
    پير ما گفت ز ميخانه شفا بايد جستاز شفا جستن هر خانه حذر بايد كرد
    آنكه از جلوه‏‏ ی‏‏ رخسار چو ماهت پيش استبی‏‏ گمان معجزه‏‏ ی‏‏ شقِّ قمر بايد كرد
    گر درِميكده را پير به عُشّاق گشودپس از آن آرزوی فتح و ظفر بايد كرد
    گر دل از نشئه ‏‏ی‏‏ می‏‏ دعوی‏‏ سرداری‏‏ داشتبه خود آييد كه احساس خطر بايد كرد
    مژده ‏‏ای‏‏ دوست كه رندی‏‏ سر خم را بگشودباده نوشان لب از اين مائده تر بايد كرد
    در ره جستن آتشكده سر بايد باختبه جفاكاری‏‏ او سينه سپر بايد كرد
    سر خم باد سلامت كه به ديدار رخشمست ساغرزده را نيز خبر بايد كرد
    طرّه‏‏ ی‏‏ گيسوی‏‏ دلدار به هر كوی‏‏ و دری‏‏ استپس به هر كوی‏‏ و در از شوق سفر بايد كرد